چكيده

در میان لایه‏های هویتی متعدد، شاهنامه فردوسی عاملی برجسته در تعریف هویت ملی ایرانیان است. در واقع به لحاظ زمانی، تداوم هویت اجتماعی مستلزم داشتن گذشته‌ای معنادار است و این گذشته در شاهنامه آن‌چنان آشکار است که گویی در زمان کنونی قرائت می‏شود. بر همین اساس شاهنامه را خودآگاه جمعی هویت ایرانی می‏نامند. این خودآگاهی به عنوان یک «ما» در مقابل «دیگری» به عنوان غیر نمود یافته است. هدف اصلی این مقاله پرداختن به نحوه‌ی فرآیند غیریت‏سازانه نسبت به دیگری در شاهنامه و انعکاس این فرآیند در نوع رابطه میان خود و دیگری است. یافته‏های این پژوهش براساس نظریه لاکلائو و موفه، حاکی از آن است که این غیریت‏سازی به‌صورت مطلق سیاه و سفید نبوده بلکه بیشتر ماهیت خاکستری دارد و در نتیجه دیگری هرگز به طور کامل در دام طرد، تقابل و تنازع قرار نمی‏گیرد.

 

كليد واژه‌ها: هویت، شاهنامه فردوسی، غیریت‏سازی، لاکلائو و موفه

اطلاعات بیشتر

     |    |    | |  

 | | | |

ورود به سامانه