درآمدی بر زمینه‌های مارکسیستیِ طرح «مسأله ملی» در ایران 1300-1358/ حسین سیف‌الدینی

 

چكيده

قومیت‌گرایی از پدیده‌های سیاسی عصر جدید است که پس از فروپاشی شوروی و روند شتاب‌زده‌ی جهانی‌شدن و ظهور گفتارهای پست‌مدرن، ابعاد وسیعی یافته است. قومیت‌گرایی در گذشته به‌صورت یک گفتمان حاشیه‌ای، فاقد مبانی فکری اصیل و تاریخی بود و همواره سوار بر ایدئولوژی‌های سیاسی دیگر به میدان سیاست می‌آمد.

این پدیده ابتدا براساس گفتارهای چپ مارکسیستی و به تقلید از تئوری‌های لنین، رواج پیدا کرد. حزب کمونیست ایران در اواسط دهه‌ی 1920 میلادی نخستین بار به این مسأله توجه کرد. سپس احزاب توده، فرقه دموکرات آذربایجان و کردستان و سایر سازما‌ن‌های چپ‌گرا تا بهمن 1358 زمینه‌های نظری متنوعی را در این حیطه باب کردند. این تحقیق می‌کوشد تا ریشه‌های فکری قومیت‌گرایی را در بسترهای فکری اولیه آن، یعنی بستر مارکسیسم ـ لنینیسم، موشکافی کرده و نشان دهد که گفتمان قومیت در ایران تا اندازه زیادی متأثر از گفتارهای چپ است.

روش تحقیقِ این مقاله توصیفی ـ تحلیلی و ابزار گردآوری اطلاعات، مطالعات کتابخانه‌ای است. مفروض اصلی این مقاله بر این گزاره مبتنی است که گفتمان قومیت، میراث‌دار بخشی از گفتمان مارکسیسم ـ لنینسم است که با عنوان «مسأله ملی» در ادبیات سیاسی چپ مطرح و این میراث به واسطه‌ی احزاب و سازمان‌های چپ به این جریان فکری ـ سیاسی منتقل شد.

كليد واژه‌ها: قومیت، مسأله ملی، مارکسیسم ـ لنینیسم، قوم‌گرایی.

     |    |    | |  

 | | | |

ورود به سامانه